ژرژ ملی یس بنیان گذار جلوه های ویژه

سفر به ماه ژرژ مه لیس

ژرژ ملی یس، نخستین جادوگر سینما

اکثر مشتریانی که برای اجاره استودیو به استودیو فیلم فردا مراجعه می کنند، خواستار اجاره استودیو کروماکی با پس زمینه سبز یا پرده ی سبز هستند. این دسته از مشتریان و تولید کنندگان فیلم و تیزر تبلیغاتی برای ایجاد یا دستکاری نماهای مختلف، ترکیبی از نماهای واقعی و تصاویر غیرواقعی می سازند که به آن جلوه های ویژه بصری یا visual effect ( vfx ) می گویند.
استفاده ی گسترده ی فیلمسازان از تکنیک کروماکی بخاطر ارزان بودن، امکان ساخت محیط های غیرعملی و خطرناک را در نمای پس زمینه فراهم می کند.
تصاویر فیلمبرداری شده با پرده ی کروماکی از طریق نرم افزار حذف شده و با یک تصویر واقعی یا خیالی جایگزین می شود.
امروزه موسسه فرهنگی هنری رسانه فکر فردا یکی از مراکز پرتکاپوی تولید فیلم، تیزرهای تبلیغاتی و نماهنگ (موزیک ویدیو) محسوب می شود.
از این رو گروه تولید محتوای فکر فردا در نظر دارد در این نوشته شما را با گوشه ای از تاریخ سینما آشنا کند.
این مقاله وب سایت استودیو فردا درباره ژرژ مه لیس، پدر جلوه های ویژه سینماست.

ژرژ مه لیس که بود؟

او هم یک علاقه مند به تماشای شعبده بازی و تردستی بود.

کسی که کسب و کار خانوادگی را رها کرد و سهمش را به برادرانش فروخت. بیست و چند ساله بود که تماشاخانه وربروت هودین را خرید. شیفته ی شعبده بازی و تردستی شده بود. شروع به یادگیری تردستی و اجراهایش را بروی صحنه برد. در ابتدا تماشاخانه اش مشتریان کمی داشت؛ به همین خاطر به کشورهای مختلفی سفر می کرد تا تردستی های جدیدی یاد بگیرد. پس از آن نمایش هایش مثل قبل نبود. او سرشار از ایده های محسور کننده و خلاقانه شده بود.

معروف ترین نمایش او زدن سر مرد سرکش بود. داستان نمایش از این قرار بود که سر مردی هنگام سخنرانی قطع می شد و در کمال تعجب سر بریده کماکان سخن می گفت تا دوباره به بدنش ملحق می شد.

محبوبیت تماشاخانه مه لیس دیگر فقط به نمایش های خود او بر روی صحنه اختصاص نداشت. از سرتاسر دنیا شعبده بازان بزرگتری برای اجرا و نمایش دعوت می شدند. او همچنان مشغول کارگردانی و طراحی صحنه و لباس و طراحی تردستی ها بود.

شروع فیلمسازی مه لیس

دوربین

شبی در دسامبر ۱۸۹۵ در بلوار کاپوسی شهر پاریس همراه معشوقه اش ژان د آلسی برای دیدن سیرک رفته بود. مه لیس خاطره اش از شب ۲۸ ام دسامبر ۱۹۸۵ را اینطور روایت می کند:

“در گران کافه کلمه ی سینماتوگراف توجهم را جلب کرد. یک دستگاه اعجاب انگیز.
برادران لومیر را دیدم؛ لویی و نیکلاس. آنها وسیله ساخته بودند که فیلمبرداری می کرد و فیلم نمایش می داد.
ورودلوکوموتیو به ایستگاه قطار فیلم آنها بود.
از آنها خواستم یکی از این دوربین ها را به من بفروشند. تا ۱۰٫۰۰۰ فرانک هم به آنها پیشنهاد دادم ولی امتناع کردند.”

دوربین برادران لومیر

مهندسی معکوس آپارات

البته لومیرها پیشنهادهای بالاتر از مه لیس را هم رد کرده بودند.
ملی یس به لندن رفت و چند حلقه فیلم و پروژکتور و آپارات خرید. دیگر نمایش بخش جدانشدنی از برنامه های تماشاخانه او شده بود.

آپارات دستگاهی بود که مه لیس با کمک دو مکانیک آن را مهندسی معکوس کرد و موفق شد دوربینی بسازد که کار می کرد. دوربین اولیه او پر سر و صدا بود و پرژکتور او کیفیت نوری مد نظرش را نداشت. مه لیس آن دوربین را کنار گذاشت و با پیشرفت تجهیزات بعدها چند دوربین بهتر ساخت.

۱۸۹۶ شروع و اوج فعالیت فیلم سازی مه لی یس بود. هفتاد و هشت فیلم ساخت و در سالن خود به نمایش گذاشت. کمپانی استار فیلم را تاسیس کردو مخاطبان خود را از میان تماشاچیان علاقه مند به برنامه های رایج در سیرکها و کاباره ها افزایش داد.

ابداع جزئی جدانشدنی از فعالیت هایش بود. سپتامبر ۱۸۹۶ در املاک خود در مونتروی حومه پاریس استودیوی خود را ساخت . ساختمان استودیوی او شبیه گلخانه ای عظیم با دیوار ها و سقف شیشه ای بود تا بیشترین نور وارد آن شود. این استودیو آنقدر بزرگ بود که پرده های پس زمینه و دکور های شلوغ و نقاشی شده مه لیس را در خود جای دهد. در کنار آن تاسیسات، انبار دکور و لوازم صحنه و اتاق تعویض لباس و گریم هم داشت. مه لیس این استودیو را تجمیع کارگاه عکاسی و صحنه تئاتر می دانست.

فیلمهای او روز به روز محبوب تر می شدند و توجه عمده ی این فیلمها معطوف به رویا پردازی ها، خیالات و اشتباهاتی بود که باعث پرورش جلوه های ویژه در صنعت سینما شد.

کشف جلوه های ویژه

ساخت دکور های ترکیبی، داستان های خیالی، جلوه های ویژه غیب کردن مخاطبان را سرگرم می کرد.
در حالی که برادران لومیر فیلم برداران خود را به سرتاسر دنیا فرستاده بودند تا مستند سازی کنند اما مه لیس به سبب توانایی غیر قابل انکارش در دستکاری واقعیت در فیلمهایش نخستین جادوگر سینما لقب گرفت.

یکبار به هنگام ضبط فیلم، دوربین فیلم را جمع کرد؛ پس از درست کردن دوربین و اتمام فیلمبرداری، به هنگام ظاهر کردن فیلمی بدست آمد که اتوبوس در صحنه به یک نعش کش و مردان بازیگر به زن تبدیل شده بودند.

شگردی که بعدها Stop Trick نام گرفت. چشم هایش مه لیس برق می زد، دیگر ابداعات جلوه های ویژه علاقه دائمی او شده بود و دیگر فیلمها را به کلی با هدف به اجرا در آوردن جلوه های ویژه جدید می ساخت.

نوار یک فیلم ضبط شده را به صورت دستی از پایان به آغاز در دوربین حرکت می داد تا در فیلم “شام با دردسر” برداشت معکوس را اجرا کند.

در فیلم “غار شیطان” از بازیگران مقابل پرده ی مشکی استودیو فیلم گرفت و دوباره همین فیلم را در دوربین گذاشت تا از محیط فیلم بگیرد. نتیجه ارواحی شفافی بودند که غاری را تصرف کرده بودند.

ماجرای سر درسر ساز و سفر به ماه

صنعت فیلمسازی در دنیا روز به روز گسترش می یافت. برادران لومیر و ادیسون سردمدار صنعت بودند. با این حال از ایده و خلاقیت های مه لیس ناشیانه کپی می کردند. مه لیس هم فیلم هایش را به امریکا می فرستاد و اعتبار بین المللی کسب کرده بود. اما نوآوری های او بخصوص در جلوه های ویژه تمامی نداشت.

در فیلم سر دردسر ساز، سر خودش را سه بار جدا می کند و یک گروه همسرایی می سازد و یاد گرفته بود بازیگر را بزرگتر از اندازه معمول در فیلم نشان دهد. فیلمهایی ساخت که بسیار محبوب شدند.

“سفر به ماه” یکی از تاریخی ترین فیلمهای سینما شد و در این فیلم از روی زمین به مردی که روی ماه زندگی می کرد موشکی شلیک کرد و ۶ نفر را هم به آن سیاره فرستاد.

از ۱۸۹۷ به بعد هرساله مه لیس فیلمهای کمتری ساخت. فیلمهایش روز به روز پیچیده تر، بلندپروازانه تر و همراه با جلوه های ویژه عجیبتری می شدند. در این سالها تمام گونه های فیلم را در طی دوران حرفه ایش ساخت.

مستندهایی به سبک برادران لومیر، ژانر کمدی، بازسازی وقایع تاریخی، درام و شعبده بازی و داستانی را هم تجربه کرد.

دست کشیدن مه لیس از تجارت فیلم

حضور رقیبانی همچون ادیسون، پخش کپی های غیرقانونی در امریکا، مه لیس را مصمم کرد تا برادارش را برای تاسیس نمایندگی استار فیلم و کنترل حق امتیاز بفرستد.

دعوای حقوقی با رقیبان بخاطر پخش و نمایش غیر قانونی پایانی نداشت و او با وجود هزینه ی بالای تولیدات، کار خود را ادامه می داد.

اما جنگ جهانی اول اروپا را نابود کرد، نمایش در سینماها کم شد و مشکلات دیگر مه لیس را مجبور کرد از تجارت فیلم دست بکشد.

هر آنچه با دست ساخته بود سوزاند؛ زمین ها و استودیو را فروخت و در فروشگاهی در ایستگاه قطار مونپارتاس شیرینی می فروخت و روزگار می گذراند.

پس از جنگ تصور براین بود که آثارش مفقود شده یا از بین رفته است . به همت محققین و روزنامه نگاران تمامی آثار در پاریس و سرتاسر دنیا پیدا شد. و در اکتبر ۱۹۳۱ طی بزرگداشتی نشان شوالیه توسط لوئی لومیر به او اهدا شد.

او در ۷۶ سالگی بر اثر سرطان درگذشت.

شما هم می توانید مه لیس آینده تاریخ سینما باشید. در استودیو فردا با استفاده از کروماکی و تجهیزات فیلمسازی ایده های خارق العاده خود را به فیلمهای ماندگار تبدیل کنید.

کپیرایت ۱۳۹۷ © تمامی حقوق این وبسایت محفوظ است.